وي افزود: قسمت‌هايي از پوست كه دچار زخم و يا خراش شده می باشد در صورت تماس با خاك، اين باكتري وارد بدن شده و با توليد سم باعث ايجاد گرفتگي‌هاي عضلاني (اسپاسم) مي‌گردد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اعتمادي خاطرنشان كرد: گرفتگي‌هاي عضلاني ناشي از سم باكتري عامل اين بيماري، منجر به اسپاسم عضلات نواحي همچون ريه و قلب خواهد گردید كه در نهايت فرد در اثر اختلال در عملكرد اين دو اندام حياتي و نيز درگيري سيستم عصبي خودكار، موجب مرگ خواهد گردید

کزاز بيمارئي می باشد عفوني مشترک بين بشر و دامها که معمولاً بصورت تک تک و پراکنده ديده مي گردد ( تنها در زمان جنگ که بين سربازان و اسبها بصورت همه گير ملاحظه مي گردد ) . بعلت آلوده بودن وسائل جراحي نيز ممکن می باشد چند تن در بخش جراحي به آن دچار گردند . اين بيماري متأسفانه در کشور عزيز ما زياد ديده مي گردد .

کزاز ميکروب خاصي می باشد که در انتهاي آن اسپور هست ( سنجاق مانند ) در محيط خارج مقاومت زيادي از خون نشان مي دهد و اسپوري توليد مي کند که مقاومتش خيلي زيادتر می باشد . اثرات ميکرب بواسطه سم بسيار قوي می باشد که ترشح مي کند و از راه لنف ، خون بمراکز عصبي ميرود . با سم ميکرب کزاز توانسته اند علائم بيماري را توليد کنند . ميکرب کزاز در خاک ، مدفوع اسب و گاو و آب و گرد و خاک هست .

مطلب مهم اينکه ابتلاء به کزاز ايمني کاملي ايجاد نمي کند لذا بهترين وسيله براي جلوگيري از آن واکسيناسيون مي باشد . از سوي ديگر سرم ضد کزاز براي پيشگيري سودمند می باشد ولي براي درمان بويژه پس از بروز نشانه هاي بيماري ندارد .

« نشانه هاي کزاز »

 دوران پنهاني متوسط بيماري ۸-۷ روز می باشد هر قدر دوران نهفتگي کوتاهتر باشد عاقبت بيماري خطرناکتر می باشد گاهي در مرحله ي نهائي چرک زخم کم شده و سوزش و انقباض عضلاني ظاهر مي گردد . امکان ابتلاء مجدد در غياب واکسيناسيون هست و هر اندازه فاصله بين شروع و انقباض عمومي حاصل از سم بيشتر باشد پيش آگهي بهتر می باشد .

اولين نشانه ي کزاز دشواري بلع و کليد شدن دهان می باشد . بيمار خيلي بزحمت دهان خود را باز مي کند عضلاتي که براي جويدن بکار ميرود در موقع انقباض دردناک و سفت هستند سپس انقباض در عضلات گردن ، صورت و ستون فقرات و شکم و غيره فرا مي رسد ( انقباض عمومي ) .

انقباض عضلات صورت ، شکل مخصوصي به مبتلا مي دهد و مانند اين می باشد که بيمار خنده بي نمکي به لب دارد ( خنده شيطان )  در حالت حمله عضلات جونده منقبض شده و بواسطه گرفتاري ماهيچه هاي ستون فقرات بدن بعقب خم مي گردد ( نظير کمان ) يعني سطح اتکاء تنها پشت سر و پاشنه ها مي باشد . هر گاه انقباض عضلات يک طرف بدن زياد گردد بدن بهمان طرف خم مي گردد و اگر تمام  عضلات بدن بطور يکنواخت دچار شده باشند تمام بدن کشيده  و بشکل خبردار در مي ايد . در شيرخواران و افراد خيلي پير کزاز خطرناک می باشد .

انقباض عضلات عمومي بصوت حمله اي ظاهر مي گردد يعني در اثر تحريک بيمار با روشنائي و صدا ، تزريق و يا لمس بدن ، جمع شدن عمومي بدن فرا ميرسد ، فکها سخت بهم فشرده شده و ساير عضلات نيز سفت مي شوند . انقباض عضلات حنجره و شکم و ديافراگم وعضلات تنفسي باعث خفگي مي گردد . اگر انقباض ماهيچه هاي تنفس طولاني باشد موجب کبودي رنگ مي گردد . حملات انقباضي بيمار را فرسوده و خسته مي کند . کليد شدن دهان سبب تشنگي ، اتلاف شديد انرژي ، عرق ( دفع الکتروليتها ) آسيب ماهيچه ها ( پارگي ) و گرسنگي ميشود .

تب در ابتداي بيماري درحدود ۳۸ درجه بوده و بتدريج بالا ميرود به ۴۰ و بالاتر ميرسد حتي ممکن می باشد تب بعد از مرگ هم بالاتر برود . نبض سريع نيست تعداد تنفس درخارج از حملات تند می باشد و اگر به ۴۰ بار در دقيقه برسد تقريباً وقوع مرگ حتمي می باشد .

در کزاز تعريق فراوان هست ، فشار خون پائين و بي خوابي هست . گاه بيماري شدت مي يابد و بيمار در عرض ۳-۲ روز در حالت سکته قلبي يا خفگي يا وارد شدن مواد غذائي در ششها تلف مي گردد و يا برعکس در عرض چند هفته انقباض عضلاني تخفيف يافته بهبودي حاصل مي گردد .

انواع خيلي سخت و سبک بيماري هم هست . فلج يک پا و يا دو پا و فلج صورت و چشم به تنهائي ديده مي گردد . اگر فاصله بين اولين علامت کزاز با شروع انقباض عمومي ماهيچه ها کمتر از ۴۸ ساعت باشد بيماري خيلي جدي و بدخيم مي باشد .

« پيشگيري »

اسپور کلستريديوم تتاني از راه خراش کوچک و بزرگ و زخم و شکستگي ها و غيره وارد بدن مي گردد ، اگر شرايط رشد و افزوني آن فراهم باشد سم ترواش مي کند و اين سم راهي مراکز عصبي مي گردد ، بنابراين قبل و بعد از وارد شدن باسيل در بدن مي توان پيش گيري لازم را انجام داد .

دادن آنتي بيوتيک ،‌ ضدعفوني کردن و رعايت پاکيزگي زخم نيز از رشد احتمالي و تراوش سم جلوگيري مي کند ، باسيل کزاز در بافتهاي خراب شده بهتر رشد مي کند بنابراين پانسمان و رعايت پاکي زخم وعمل جراحي لازم سودآور مي باشد .

« واکسيناسيون  »

تزريق واکسن مؤثرترين روش حفاظت در برابر کزاز می باشد .

کزاز نوزادان با واکسينه کردن مادر در زمان حاملگي قابل پيشگيري می باشد .

* پيشگيري پاسيو

 ايمني پاسيو مي تواند بوسيله آنتي توکسين کزاز ( ايمونوگلوبولين انساني ) تأمين گردد .

سرم اسبي ممکن می باشد موجب واکنشهاي آلرژيک و حتي مرگ در اثر شوک آنافيلاکتيک گردد . ايمونوگلوبولين کزاز انساني معمولاً فاقد خطرات ذکر گردیده بوده و قدرت آن هم بيشتر از نوع آنتي توکسين هترولوگ می باشد وجانشين سرم اسبي شده می باشد .

* پيشگيري با آنتي بيوتيکها

 کلستريديوم نسبت به پني سيلين حساس می باشد بنابراين کاربرد آن در زخمهاي مشکوک منطقي و گاه ضروري می باشد ولي بايد بخاطر داشت که در زخمهاي له و خراب شده دارو بمحل زخم نمي رسد ( بسبب اختلال جريان خون ) لذا امکان زنده ماندن و رشد باسيلها هست . عملاً در برخي بيماران نظاره شده می باشد که در زخمهاي تميز شده و اقدام شده با وجود کاربرد پني سيلين جانشيني براي واکسن يا سرم ضدکزاز نمي باشد .

* نظافت و جراحي زخم

‌ براي از بين بردن محيط غيرهوازي بافت و رشد اسپورها سود بخش می باشد اقدام جراحي و تميز کردن زخم هر چه زودتر صورت بگيرد اثر سودبخش تري خواهد داشت ( رشد باسيل و توليد سم کاهش خواهد يافت )

در نظر داشتن اين نکته حائز اهميت می باشد که بهترين وسيله پيشگيري از کزاز واکسيناسيون کليه افراد درحال تندرستي می باشد .

« درمان  »

 گرم و مرطوب کردن اطاق ، فيزيوتراپي قفسه صدري ،خارج کردن تراوشات سينه و حلق ، حرکت دادن بيمار در روي تخت ، مراقبت چشمها ، تغذيه از راه لوله معدي ، تجويز آرام بخش ها ( ديازپام ) بمقدار کافي ، آنتي بيوتيکها و در صورت لزوم باز کردن ناي تنفس مصنوعي با دستگاه و مراقبت دقيق و دائمي بيمار که بطور واضح تمام اين موارد به توصيه و تحت نظارت پزشک انجام مي گردد.

 

کلستریدیوم تتانی در بشر ایجاد بیماری خطرناک کزاز (Tetanus) را می کند. بیماری کزاز با فعالیت شدید نورون های حرکتی، سفتی و انقباض شدید عضلات مشخص می گردد.برای اولین بار نیکولایر در سال 1884 وجود این باسیل را به صورت ناخالص در خاک و چرک نظاره نمود. کیتازاتو در سال 1889 کشت خالص این باسیل را به دست آورد.بهرینگ و کیتازاتو اولین بار سرم ضد کزاز را برای پیشگیری به کار بردند. Roux و Nocard در سال 1893 سرم کزاز را که از اسب ایمن تهیه نموده بودند برای پیشگیری و درمان کزاز در حیوانات به کار بردند. در سال 1894 پیربازی از سروتراپی برای درمان بیماری در بشر بهره گیری نمود.رامون و زولر در سال 1926 واکسیناسیون را با آناتوکسین شروع کردند.در سال 1959 وان هانینگن وجود گیرندۀ اختاصی توکسین کزاز را در بافت عصبی ثابت نمود.

جایگاه :

کلستریدیوم تتانی یکی از باکتری های موجود در خاک به گونه وسیع به ویژه خاک های زراعتی می باشد. در مدفوع اسب معمولا هست و همچنین از مدفوع گاو، گوسفند، سگ، مرغ، موش صحرایی و خوکچۀ هندی جدا شده می باشد. در مدفوع بشر نیز گاهی هست.خاک جایگاه اصلی آن در طبیعت می باشد، به ویژه هنگامی که کشت گردد و سرشار از کود حیوانی باشد.موارد زیادی از هندوستان گزارش می گردد و آمارهای کشورهای دیگر آسیا قابل توجه می باشد؛ مانند 1565 مرگ در یک دوره 2 ساله در اندونزی و 445 مرگ در یک سال در ترکیه. این ارقام و تعداد زیادی موارد از آفریقا و آمریکای جنوبی اهمیت کزاز به عنوان یک بیماری کشنده نشان می دهد کلستریدیوم تتانی سه نوع توکسین تولید می کند :

  1. همولیزین (Hemolysin) یا تتانولیزین (Tetanolysin)
  2. تتانو اسپاسمین (Tetanospasmin) که یک نوروتوکسین می باشد.
  3. ناون اسپاسموژنيک (Nonspasmogenic) که بر خلاف تتانو اسپاسمین باعث انقباض عضلات نمی گردد. در مورد این توکسین اطلاعات زیادی وجود ندارد.

تتانو اسپاسمین اگزوتوکسینی قوی می باشد که عامل اصلی بروز علائم بیماری کزاز می باشد.این سم آغاز به گیرنده هایی بر غشای پیش سیناپسی نورون های حرکتی متصل می گردد سپس به وسیله سیستم انتقال برگشتی (detrograde) آکسون ها به جسم سلولی این نورون ها در طناب نخاعی و ساقه مغز منتقل می گردد. سپس این سم به پایانه های سلول های مهاری (شامل نورون های بینابینی ترشح کنندۀ گلیسین و آمینوبوتتریک اسید) در ساقه مغز انتشار می یابد. این سم، پروتئین سیناپتوبروین را تخریب می کند که برای ادغام ویزیکول های حاوی واسطه های عصبی با غشای پیش سیناپسی الزامی می باشد. رها سازی گلیسین و گاما ـ آمینوبوتیریک اسید متوقف می گردد و نورون های حرکتی مهار نمی شوند و در نتیجه، هیپررفلکسی، اسپاسم عضلاتی و فلج اسپاستیک روی می دهد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

مقادیر بسیار اندکی از سم برای بشر کشنده می باشد.یک میلی گرم سم خالص می تواند 20 میلیون موش آزمایشگاهی را بکشد.محلول این سم نسبت به حرارت حساس می باشد و پس از 5 دقیقه در 65 درجه حرارت بی اثر می گردد، اما سم خشک آن به مدت یک ساعت حرارت 120 درجه سانتی گراد را تحمل می کند. اسیدها و مواد قلیایی و آنزیم های پروتئولیتیک آن را تجزیه می کنند و به همین جهت از راه دستگاه گوارش بی اثر می شوند. الکل 70 درجۀ سانتیگراد آن را زود خراب می کند اما فورمالین آن را به توکسوئید تبدیل می کند که سمیت نداشته لیکن خاصیت آنتی ژنیک دارد و مصونیت کامل ایجاد می کند. در بعضی نمونه ها باکتریوفاژ هست که ارتباطی به توکسین ندارد. به نظر می رسد ترشح سم در ارتباط با پلاسمید باشد.توکسین کزاز علاوه بر گسترش از طریق رشته های عصبی، توسط خون نیز انتقال می یابد.

طرز انتقال باکتری :

ابتلای کزاز در بشر و حيوانات در نتیجه آلودگی زخمها و یا بند ناف یا عامل بیماری با همان کلستریدیوم تنانی انجام می شود ( در بشر مثلا در زخمهای تصادفات جاده ها ؛ زخمهای جنگی و … ) آلودگی زخمهای تمیز کمتر ممکن می باشد منجر به کزاز گردد اما زخمهای کثیف که حاوی اجرام خارجی به ویژه خاک باشند ، بیشتر باعث ابتلا به کزار می شوند. زخمهای عمیق از نظر ایجاد بیماری از زخمهای سطحی خطرناک ترند. طبق آزمایشهای مختلف تزریق هاگ شسته شده و عاری از زهر به دامهای حساس ، باعث بروز علائم کزاز نمی گردد زیرا هاگ ها در بافت زنده به فرم رویشی تبدیل نمی شوند. جوانه زدن هاگ و ایجاد فرم های رویشی که قادر به تولید سم می باشند توسط عواملی زیرا 1- فشار کم اکسیژن ( ایجاد شرایط بی هوازی ) 2- بافت نکروز 3- نمک های کلسیمی و 4- عفونت های چرک زای همراه تسهیل می گردد. این عوامل همگی یک محیط با پتانسیل اکسیداسیون احیاء پایین ایجاد می کنند. گاهی هاگ کزاز پس از ورود در اثر نامساعد شدن شرایط به صورت خفته در محل می ماند و پس از فراهم شدن شرایط مناسب به فرم رشته ای تبدیل می گردد و تکثیر می کند و زهر به تولید می کند. در این هنگام ممکن می باشد جراحت اولیه و محل ورود هاگ بهبود پیدا کند و اثری از آن دیده نشود.

بیماریزائی در بشر :

کلستریدیوم تتانی در بشر ایجاد بیماری خطرناک کزاز را می نماید. دوره نهفتگی بیماری به گونه متوسط یک هفته می باشد، اما ممکن می باشد از 3 تا 21 روز یا بیشتر تغییر کند. هرچه دوره نهفتگی کوتاه تر باشد بیماری وخیم تر می باشد. معمولاً دوره نهفتگی کمتر از هفته منجر به بیماری بسیار شدید گردیده و مرگ و میر آن زیاد می باشد، در صورتی که دوره کمون طولانی تر، با حملات خفیف تری همراه می باشد. در این دوره معمولاً علامتی نظاره نمی گردد، گاهی از وضعیت زخم می توان بروز بیماری را پیش بینی نمود، چرک کمتر می گردد ، درد موضعی زیادتر می گردد و با سوزش و انقباض عضلات اطراف زخم همراه می باشد. گاهی اوقات نیز ممکن می باشد اثری از زخم وجود نداشته باشد. یک یا دو روز قبل از بروز علائم بالینی، بیمار از نشانه های مبهمی از قبیل ضعف، بی اشتهائی، خستگی، سر درد خفیف، عرق، لرز و بی قراری شکایت دارد اما اولین علامت بیماری کزاز، سفتی و انقباض عضلات فک می باشد که در نتیجه آن دهان بسته و دندانها کلیدLock Jaw) (Trismusمی شوند. بیمار آغاز در هنگام جویدن و صحبت کردن ناراحت می باشد و هرچه کوشش برای برطرف کردن مانع می نماید، انقباض عضلات زیادتر و دردناک می گردد. به تدریج عضلات دیگر بدن مانند گردن، صورت، ستون فقرات، شکم و دست و پا از بالا به پائین دچار سفتی و انقباض می گردند و به مجرد کوچکترین تحریکی به حالت انقباض در می آیند. سفتی عضلات پس از پیدایش، در تمام طول این بیماری مستقر بوده و در لمس کاملاً حس می گردد اما انقباض عضلات همیشگی نبوده و بر حسب شدت بیماری و عامل محرک، پایداری آن متفاوت و به انقباض عضلات صورت باعث تنگ شدن شکاف پلک ها و بالا رفتن ابروها شده و چین های پیشانی عمیق تر و گوشه های لب کشیده می شوند که این منظره را لبخند تمسخرآمیز (Risus Sardonicus) می نامند. انقباض عضلات تنه و پاها شدت دارد و بر حسب اینکه کدام دسته از عضلات بدن بیشتر منقبض شوند، وضعیت بیمار به شکل مختلف نظاره می گردد. بیشتر اکستانسورها منقبض می شوند و وضعیت اپیستوتونس (Opisthotonus) ایجاد می گردد و هنگامی که شدید باشد بدن بیمار به شکل قوس در می آید و فقط پشت سر و پاشنه های پای بیمار با بستر تماس دارد. گاهی اسپاسم به قدری شدید می باشد که ممکن می باشد منجر به شکستگی استخوان و پارگی عضلات گردد.انقباض در عضلات فلکسور، بیمار را مچاله می نماید و به شکل وضعیت جنین در رحم مادر در می آورد.در موارد شدیدتر عضلات تنفس و حنجره نیز ممکن می باشد دچار اسپاسم شده و موجب وقفه در تهویه مناسب شده که منجر به سیانوز و خفگی می گردد.

تعداد حملات تشنج و زمان آن در بیماران بسیار متفاوت می باشد.اغلب علائم عمومی مانند تب، سردرد، تاکیکاری، عرق مفرط، بیقراری، بیخوابی، هیپررفلکسی، بی اشتهائی و یبوست هست. ادرار کم و پر رنگ بوده و بیمار در دفع ادرار اشکال دارد. تب بالا، نبض تند و تنفس سریع نشانه وخامت بیماریست. در مواردی که تعداد تنفس به 40 مرتبه در دقیقه برسد احتمال فوت بیمار زیاد می باشد.در موارد شدید، علائم فوق شدت می یابد و بیمار پس از چند روز به علت معضلات تنفسی و به ندرت نارسائی قلبی فوت می نماید. تلفات این بیماری در حدود 50% می باشد. به طورمعمول پس از بهبودی کلینیکی هیچ گونه عارضه ای در بدن بر جای نمی گذارد. اما در موارد نادر، آسیب تنه مغزی گزارش شده می باشد.

دو شکل اصلی درمان کزاز

عبارتند از : درمان منحصر به دارو (تدبیر حفاظتی) و فالج کامل و برنامه تهویه مکانیکی که در آن اسپاسم را با کوراریزاسیون از بین می برند.

تدبیرهای حفاظتی ( conservative ) :

هدف این روش فائق آمدن بر سختی عضلانی و تشنج های کزاز به کمک داروهایی می باشد که اثر وخیمی بر تنفس ندارند. سختی عضلانی را معمولا می توان کاهش داد و در بسیاری موارد ممکن می باشد تکرار و شدت تشنجها را کم نمود. بی جهت نباید مزاحم بیمار گردید زیرا معاینه های بدنی مکرر و سایر تحریکهای لامسه ای بی گمان تکرار اسپاسم را افزایش می دهند، از طرف دیگر به نظر نمی رسد اتاق تاریک و خودداری از سروصدا تأثیر عمده ای در جلوگیری از اسپاسم داشته باشند. بایستی ترشحات فراوان دهان را پاک نمود و مراقب اسپاسم حنجره بود. برای مداوای کزاز شدید، در جایی که به علت نبودن تسهیلات و تجربه بهره گیری از روش تراکئوستومی و فالج کامل مقدور نیست، بایستی از روش حفاظتی بهره گیری نمود. برای موارد خفیف و بسیاری از موارد ملایم (اسپاسم اتفاقی که دوره آن کوتاه و از درجه خفیف می باشد)، تدبیرهای حفاظتی روش انتخابی درست می باشد، زیرا میزان مرگ و میر آن به گونه کلی زیر 10 درصد می باشد اقدامات درمانی با روش فالج کامل، غیر از در واحدهای بسیار مجهز، نیز خطراتی در همین حدود دارند.

تراکئوستومی:

تراکئوستومی مزایای متعددی برای بیماران مبتلا به کزاز دارد، اما خطراتی هم دارد. تراکئوستومی فضای مرده را 100 میلی لیتر کوچک می کند و تهویه ریوی را بهبود می بخشد. مزیت اصلی آن در این می باشد که خطر اسپاسم حنجره، که به ویژه در کسانی که دچار اسپاسم های مکرر و یا دشواری بلع هستند روی می دهد، بر طرف می کند. تراکئوستومی پاک کردن ترشحاتی را که در نای و برونشها جمع می گردد آسان می سازد و دستگاه تنفس را از دستگاه گوارش جدا می کند و به این ترتیب خطرهای کزاز یعنی مکش (آسپیراسیون) خوراک یا شیره معده را به درون ریه ـ در جریان اسپاسم ها یا پس از آنها ـ از بین می برد. پس آتلکتازی و پنومونی مکشی (یا استنشاقی) قاعدتاً کمتر روی می دهند و تهویۀ ریوی بهتر می گردد.

روش فالج کامل total paralysis

تهویه یا فشار مثبت متناوب intermittent positive – pressare را محققان دانمارکی برای درمان نارسایی تنفسی در پولیومیلیت ابداع کردند و بعدا از این روش در بیماری کزازی، با فلج کردن عضلات تنفسی با کورار، با موفقیت بهره گیری گردید و امروزه این کار روش انتخابی درمان بیماران مبتلا به کزاز شدید می باشد. با بهره گیری از این روش، در بعضی از مراکز میزان مرگ به کمتر از 10 درصد کاهش یافته می باشد.در بعضی مراکز مهمترین عارضه ای که موجبات عدم موفقیت روش فالج کامل را فراهم می آورد، ناپایداری قلبی ـ عروقی می باشد که در بیش از نیمی از بیماران مبتلا به کزاز شدید دیده شده.

عوامل تشدید کننده کزاز :

1-    دیابت شیرین

2-    افراد بالای 60 سال

3-    فقدان واکسیناسیون به روز شده علیه کزاز

4-    هوای گرم و مرطوب

5-    مکان های شلوغ یا غیر بهداشتی به ویژه در مورد نوزادان متولد شده از مادران واکسینه نشده.

6-    بهره گیری از داروهای خیابانی که با سوزن ها و سرنگ های آلوده تزرق می شوند.

7-    سوختگیها، زخم های جراحی و زخمهای پوستی

پیشگیری :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

کزاز یک بیماری کاملا قابل کنترل می باشد. این مهم به وسیله واکسن کزاز انجام می گردد. به این واکسن به زبان انگلیسی توکسوئید و به زبان فرانسوی اناتوکسین گویند.

واكسن سه گانه یا ثلاث ديفتري و كزاز و سياه سرفه براي ايمن سازي نوزادان و كودكان بين سنين 6 هفته اي تا 6 سالگي بهره گیری میشود.

واكسن دوگانه یا توام ديفتري و كزاز در سنين بالاي 6 سال و در كودكان حساس به واكسن سه گانه از اين بهره گیری مي گردد. تركيب واكسن دوگانه نيز مثل واكسن سه گانه می باشد با اين فرض كه عامل ضد سياه سرفه را ندارد.

پس برای پیش گیری بیماری کزاز نکات زير ضروری می باشد :

1-    ایجاد مصونیت اکتیو.

2-    ایجاد مصونیت پاسیو.


دیدگاهتان را بنویسید